گزارش «ايران» از پيامدهاي ارائه تصاوير غلط از مرگ مغزي در سيما:
مرگ نيازمندان پيوند عضو ارمغان سريالهاي تلويزيوني
آمارهاي جهاني حاكي از آن است كه 10 درصد بيماران در ليست انتظار پيوند به علت نرسيدن عضو جان خود را از دست داده و فقط 25 درصد موفق به پيوند ميشوند، اين در حالي است كه در كشور ما به خاطر نبود اهداكننده كافي، بيماران نيازمند با مشكلات زيادي مواجه ميشوند، بويژه بيماران پيوند ريه، چرا كه در اين نوع پيوند 25 درصد افراد نيازمند از بين رفته و فقط 4 درصد پيوند ميشوند. ضمن اينكه از 10 تا 20 اهداكننده فقط يك نفر ريه قابل اهدا دارد، چرا كه ريه عضوي صدمهپذير بوده و در هنگام حادثه معمولاً ريهها به علت ورود ترشحات معده يا تورم، عفونت و غيره قابليت اهدا را از دست ميدهد. در اين ميان و در شرايطي كه هنوز به علت مسائل فرهنگي جامعه ميزان اهداي عضو از بيماران مرگ مغزي در كشور رضايتبخش نيست، مسائل قابل حل ديگري در از دست رفتن جان بيماران نيازمند به پيوند عضو بيتأثير نبوده است. تصور اينكه فيلم يا سريال تلويزيوني به شوخي، طنز يا حتي جدي برخلاف توصيه و هشدار هميشگي مسئولان بهداشتي و درماني كشور باز هم به نحوي ساخته شود كه نشاندهنده بازگشت بيمار مرگ مغزي باشد و با القاي فرهنگ نادرست بين خانوادهها از اهداي اعضا جلوگيري كرده و در نتيجه به از دست رفتن جان بسياري از بيماران نيازمند به عضو دامن زده، از سوي هيچكس پذيرفته نخواهد بود، اين در حالي است كه تنها انتظاري كه از صدا و سيما و فيلمنامهنويسان، كارگردانان و تهيهكنندگان كشور ميرود اين است كه به عنوان يكي از مؤثرترين گروهها در فرهنگسازي جامعه، راهكارهاي كارشناسيشده، اصولي و مؤثري را در پيش بگيرند.
تحقيقات نشان ميدهد در حال حاضر از هر 10 بيمار مرگ مغزي شده فقط در سه مورد خانوادهها به اهداي اعضا رضايت ميدهند و همين آمار به نظر جزئي، عمق حساس بودن كار مسئولان فرهنگساز كشور را بيشتر نمايان ميكند.
رئيس واحد فراهمآوري اعضاي پيوندي دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي در گفتوگو با خبرنگار «ايران» در اينباره ميگويد: امسال بيش از 28 هزار مرگ جادهاي و به عبارتي مرگ و ميرهاي بيش از حد استاندارد جهاني در تصادفات داشتهايم، اما در اين ميان تعداد مرگ مغزي بسيار كم بوده است و حداكثر يك درصد مرگهايي كه در تصادفات جادهها اتفاق ميافتد (280نفر) مرگ مغزي است.
دكتر كتايون نجفيزاده با بيان اينكه تعداد زيادي از بيماران مرگ مغزي هم در صحنه تصادفات به علت شدت تصادف و بهموقع نرسيدن كمك، جان خود را از دست ميدهند، ميگويد: از سويي ديگر از آنجا كه فقط 29 درصد خانوادهها به اهداي عضو رضايت ميدهند، تعداد ديگري از بيماران مرگ مغزي هم از دست ميروند، در اين زمينه مهمترين عامل رضايت ندادن خانوادهها، اميدواري آنها براي برگشت بيمار مرگ مغزي است، در حالي كه به هيچوجه اميدي به بازگشت بيمار مرگ مغزي وجود ندارد.
وي توضيح ميدهد: از مهمترين عواملي كه موجب اميدواري خانوادهها به بازگشت بيمار مرگ مغزي شده آنها ميشود، اطلاعات ناكافي آنها است كه هماكنون تيمهاي اهداي مستقر در بيمارستانها به محض اطلاع از وجود بيمار مرگ مغزي به سؤالات خانوادههاي آنها در اينباره پاسخ ميدهند.
وي ميافزايد: همچنين اطلاعات نادرستي به خانوادهها درباره مرگ مغزي هم ارائه ميشود كه امروزه بيشتر اين اطلاعات نادرست از كانال فيلمهاي سينمايي و تلويزيوني منتقل ميشود. هماكنون فيلمسازان به علت جذاب شدن فيلم خود، صحنههايي كه در آن بازگشت بيمار مرگ مغزي به زندگي را نشان ميدهد، پخش ميكنند و اين امر آمار رضايت ندادن خانوادهها به استفاده از اعضاي فرد مرگ مغزي شده را بالا برده و موجب ميشود تا بيماران نيازمند بيشتري جان خود را از دست دهند، كما اين كه در دو ماه گذشته شمار بيشتري از بيماران در ليست انتظار پيوند ريه به اين علت جان خود را از دست دادهاند.
دكتر نجفيزاده مقصر اصلي در اين زمينه را سيستم آموزش پزشكي عنوان كرده و ميگويد: بايد اطلاعات دقيق درباره مرگ مغزي به همه پزشكان به درستي منتقل شود چرا كه گاه پزشكان اطلاعات كافي در اين زمينه ندارند، هماكنون دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي اقداماتي را درباره آموزش مرگ مغزي و اهداي عضو براي همه دانشجويان پزشكي به عنوان يكي از دروس اجباري تدوين كرده است.
وي درباره استفاده از مشاوره پزشكي در ساخت فيلمها و سريالها اظهار ميكند: چندي پيش فيلم سينمايي در تلويزيون پخش شد كه در آن بازيگر نقش پزشك خطاب به خانواده بيمار گفت: «بيمار شما مرگ مغزي شده، ميتوانيد اعضايش را اهدا كنيد ما به اين حالت ميگوييم زندگي نباتي...» اين مكالمه در حالي براي عموم مردم پخش شد كه بين مرگ مغزي و زندگي نباتي تفاوتهاي اساسي وجود دارد. وقتي فردي در حادثه خونريزي مغزي كند و بخشهايي از مغز او عملكرد خود را از دست بدهد، حالتي پيش ميآيد كه چشم بيمار باز است، غذا ميخورد، نفس ميكشد، اما متوجه اطراف خود نيست، اين حالت در پزشكي زندگي نباتي است، حال آن كه در مرگ مغزي چون سلولهاي بدن بيمار تخريب شده است، هيچ عملي و عكسالعملي براي بازگشت بيمار وجود نخواهد داشت.
وي با بيان اين كه يكي از هنرپيشههاي فيلم مذكور ادعا كرده كه از مشاور پزشكي در ساخت فيلم استفاده شده است، ميگويد: وقتي با پزشك مشاور اين فيلم صحبت كرديم، ايشان اظهار كردند كه براي صحبت و اثبات مشاورهاي كه به اين فيلم دادهاند، سند ميآورند، درحالي كه اگر اين پزشك اطلاعات كافي و صحيحي داشت، هرگز بين مرگ مغزي و زندگي نباتي ارتباط برقرار نميكرد.
رئيس واحد فراهم آوري اعضاي پيوندي دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي با اشاره به اين كه تفاهم نامهاي با خانه سينما به منظور جلوگيري از ساخت اين فيلمها امضا شده است، توضيح ميدهد: با اين حال به تازگي شنيدهايم كه فيلمي با وجود نامه وزارت ارشاد و خانه سينما مبني بر اشتباه بودن فيلمنامه آن در بخش بازگشت بيماران مرگ مغزي، مجوز اكران گرفته است. اين خطاها در حالي رخ ميدهد كه سالانه فقط 45 بيمار نيازمند پيوند ريه در واحد فراهمآوري ما جان خود را از دست ميدهند.
دكتر محمدهادي كريمي، نويسنده و كارگردان هم درباره علت كوتاهي اهالي سينما در رعايت اين مسئله ميگويد: متأسفانه جاي فيلمهايي كه بتوان از جلوههاي ويژه بصري استفاده كرد و در اصل جاي فيلمهاي فانتزي، علمي و تخيلي در سينماي كشور خالي است و از آنجا كه همواره تلاش ميشود در فيلمها و سريالهاي ايراني مفاهيم اخلاقي و معاني ديني گنجانده شود، عالم برزخ و رفتن به آن سوي عالم و برگشتن، پلي براي عزيمت به سينماي داراي جلوههاي بصري شده است.
وي با تأكيد بر اين كه براي انتقال بعضي مفاهيم نبايد اقداماتي كه منجر به از دست رفتن جان بيماران ميشود، انجام داد، ميافزايد: متأسفانه معمولاً در فيلمها مشاور پزشكي حضور ندارد و اگر نامي از مشاور در فيلمها برده ميشود، جنبه تشريفاتي دارد. لذا ضروري است تا فلسفه پرداختن به موضوع پزشكي يا لوكيشنهاي بيمارستان در فيلمها اصلاح شود، چرا كه حتي صحنههاي جنايي كه درون بيمارستانها رخ ميدهد، ارتباط و اعتماد بين پزشك و بيماران را مخدوش خواهد كرد.
وي با اشاره به ضرورت برگزاري كارگاههاي آموزشي براي نويسندهها و كارگردانان ميگويد: در نهايت سادهترين كار براي كارگردانان و نويسندگاني كه دوست دارند چنين صحنههايي را نشان دهند، اين است كه در انتهاي فيلم خود توضيح كوتاهي بنويسند كه «فيلم در قالب واقعيت ساخته نشده و در واقع بيمار مرگ مغزي به زندگي بازنميگردد.» اين كار هيچ هزينهاي براي اهالي سينما ندارد ضمن اينكه ممكن است دود رواج غلط يك موضوع در جامعه به چشم خود اهالي سينما هم برود.
لینک خبر